دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
131
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
آوريل سال 1721 م . آخرين نفسش را كشيد . آن سپاهيان لطفعلى خان كه هنوز پراكنده نشده بودند و تنها قواى عملياتى شاه برشمرده مىشدند ، با سركردگى فرماندهى ديگر عليه افاغنه گسيل شد . ولى آنها قبل از اينكه به اهداف خود دست يابند در راه گرفتار درگيريهاى گوناگون شدند و كلا بىاثر ماندند . با اينكه همه نويسندگان در سنجش و داورى خود راجعبه فتحعليخان داغستانى « 1 » مختلفالقولند ، ولى يقين است كه شاه با از بين بردن او و برادرزادهاش دو مهره و ستون قوى قدرت خود را از دست داد . گزارشهاى سفير تركان دورى افندى كه اين زمان ايران را ترك گفت ، دقيقا با گزارش دو سال بعد همتاى روسى او ولينسكى [ Voleynsky ] ، مبنى بر اينكه حكومت صفويان به نقطه انفجار و انحطاط خود رسيده چون فاقد افراد كارآمد در رأس تشكيلات حكومتى است ، همخوانى دارد . ناآرامى در بين لزگيان به دليل سقوط فتحعليخان سركرده قبيله آنها ، افزايش يافت . آنان با همدستى هممسلكان سنى خود از شروان و ساير نواحى ماوراى قفقاز ، شماخى تختگاه شروان را محاصره و تصرف كردند و به انتقام مظالم سابق اهل تشيع ، انتقامى وحشتناك از آنها كشيدند و سپس آنها و شهر را در اختيار سلطان عثمانى قرار دادند . ضمنا ، حكومت ايران نفوذ خود را در جنوب و جنوب غرب ايران از دست داد و هرجومرج همهجا را فراگرفت . * * * امپراتورى صفوى هنوز كورسوئى داشت و فرصتى به كف آورد تا آنرا از فروپاشى كامل برهاند ، فرجه و فرصتى كه نتوانست از آن بهرهاى كامل ببرد . سلطان حسين كمى پس از بازگشت از تهران ، كاخ موردپسند خود فرحآباد را در آنسوى زايندهرود مرمت كرد و خود را با توسعه آن مشغول داشت ، با اين بهانه كه درصدد تهيه و تدارك لشكركشى ديگرى است كه چندى بعد بدان دست خواهد زد . زمانىكه خبر ورود دگرباره محمود به كرمان رسيد ، حكومت اصفهان به وخامت اوضاع پىبرد . غلزائيان در 22 اكتبر 1721 م . در بيرون شهر جاى گرفتند ولى محمود پس از تحمل تلفاتى از حمله ناموفق به ارگ شهر ، تصميم گرفت ( احتمالا براى پرهيز از تلفات بيشتر ) اقدامى ديگر به عمل نياورد و آنجا را ترك گويد . وضعيتى مشابه در يزد پيشآمد و محمود پس از محاصرهاى ناموفق ، در قبال باج و خراج هنگفتى كه گرفت دست از محاصره برداشت و راهى اصفهان شد . اگر
--> ( 1 ) - در مورد نظريات مختلف نگاه كنيد به : همان ، ص 106 ؛ محمد هاشم ، رستم التواريخ ، چاپ محمد مشيرى ( تهران ، 1348 ش . ) ص 91 و يادداشت ا .